رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی که در طول تاریخ دارای سرعت بسیار کند و ناچیزی بوده اند، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.

پیدایش فن سینما در ابتدای قرن بیستم، ظهور رسانه های بی سیم نظیر رادیو و سپس تلویزیون، تولید و انتشار نوارهای ویدئویی و راهیابی آن به خانه ها در دهه های آخر قرن گذشته و از همه مهمتر همگانی شدن و امکان دسترسی آسان همگان بدانها و هم اکنون پدیده شگفت انگیز ماهواره و شبکه های اینترنت، از مظاهر تحول این در صنعت، عصر حاضر بوده است، که انسان تمام آنها را برای رسیدن به مقاصد مختلفی نظیر اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، اندیشه پروری (فرهنگسازی) هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی های اجتماعی و... به کار گرفته ومی گیرد. البته در همه این اهداف نیز هدفهای تربیتی نهفته است.چگونگی پذیرش و استقبال مردم و نیز تحت تأثیر واقع شدن هر کدام از آنها از این ابزار و وسایل متفاوت است؛ زیرا استقبال مردم، متأثر از عوامل گوناگونی، نظیر، اندوخته ها و یافته های فرد، دیدگاهها، اعتقادات و ارزشها و... است.


هر اندازه که رسانه ها به بهترین شکل به کار گرفته شوند ، منافع و فواید آن در زمینه کمک به رشد صحیح و سالم افراد و نیز سازگاری او با جامعه و تحول و پیشرفت صحیح آن جامعه به سوی کمال مطلوب، بیشتر خواهد بود .

نظر به این که از طرفی حوزه های معرفتی و علمی بسیار وسیع بوده و دارای سرعت چشم گیری از پیشرفت در زمینه های مختلف می باشد و به کارگیری صرف روشهای تقلیدی و نقل و انتقال معارف توسط نظام رسمی تعلیم و تربیت ، مؤثر نبوده و بر تمام ابعاد و جوانب امر پوشش کافی ندارد و از طرف دیگر، استفاده و بهره بردن از دستگاههای اطلاع رسانی و رسانه های گروهی آسان است و دارای توان بالا و امکانات وسیعی در جهت انتشار بین گروههای مختلف مردم می باشد،

بنابر این کمک گرفتن از دستگاههای اطلاع رسانی و رسانه ها برای استحکام بخشیدن به فرایند تعلیم و تربیت و تعمیق آن در زمینه های مختلف و حوزه های علمی، فنی و ادبی در خارج از مدرسه بیش از پیش ضروری است

پیامهایی که توسط رسانه ها رد و بدل می شود در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، و فرهنگی و... است . مخاطبان این پیامها افراد و گروههایی در سطوح مختلف فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی اند که گاه در مسافتهای طولانی و دور از هم در سراسر جهان پراکنده اند.





· تعریف علمی کلمات کلیدی :

·

· *. تعریف تربیت


تربیت، کم کردن فاصله بین توان بالقوه و بالفعل انسان و حرکت دادن متربی از مبدأ نقص به منتهای کمال است؛ تربیت باغبانی وجود انسان و بستر آفرینی رویش و جوانه های وجود انسان است.
بنابراین تربیت چیزی نیست که ما آن را انجام دهیم، بلکه چیزی است که ما انسانها برای آن، بستر فراهم می کنیم؛ فراهم کردن بستر تربیت یعنی زدودن آفتهای تربیت، نفی علاقه ها و هموار کردن عوامل تربیت.
« قولوا لا اِلهَ الا ا... تفلحوا» اساسی ترین منشور و اصول تربیت است. رسیدن به فلاح، با توجه به گفتن این که خدایی جز «ا...» نیست، یعنی به اوج کمال شخصیت رسیدن؛ همان طور که می دانید، فلاح از «فلح» به معنی «جوانه زد»، «شکوفا شد» می آید و اوج شکوفایی وجود انسان، غایت تربیت است و هدف اصلی از بعثت اولیا و انبیای الهی، تربیت بشر است.

تربیت، اولین و آخرین حرف را در دنیای حاضر می زند و در آینده نیز چنین خواهد بود؛ به ویژه تربیت تفکر خلاق یعنی مسلح شدن به پرورش مغزهای خلاق و نوآوری که بتواند سرنخِ علوم و فنون برتر را به دست بگیرد؛ به گونه ای که مسلح بودن به اندیشه های تربیت تفکر خلاق، در رأس برنامه های استکباری دنیاست، یعنی آنها می خواهند انسانهای خلاق را در هر جای دنیا که باشند، حتی با برگزاری المپیادها در جهان سوم، بشناسند و آنها را تربیت کنند تا صاحبان مغزهای خلاق، مولد تکنولوژیهای برتر و صنایع نوین شوند و این یک نوع تربیت است.



* تعریف تربیت دینی

تربیت دینی فرایندی است دوسویه میان مربی و متربّی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید، قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خودگام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.

هدف از تربیت دینی، حضور قرآن و سیره معصومین(ع) در متن زندگی دانش آموزان است. ما با تعلیم مسائل دینی و با روش های مطلوب و خاص می توانیم در دانش آموزان درک و شعور دینی ایجاد کنیم. اگر تلاش همه ما بر این باشد که از طریق روح حاکم بر تمامی برنامه های رسمی و غیررسمی (فوق برنامه و مکمل) تربیت، تزکیه و تأدیب صورت گیرد و مفاهیم نظری به صورت «رفتار دینی» درآید، می توانیم ادعا کنیم که تربیت دینی تا حد زیادی تحقق پیدا کرده است. آنچه با توجه به مقتضیات زمان درتربیت دینی بایدمدنظر قرار گیرد ، اصلاحات در روش های تربیت دینی است. مدیریت مراکز آموزش و پرورش ما با توجه به تفاوت های فردی در دانش آموزان، اصل زیبایی شناسی و ابزار هنر را بویژه در غنی سازی، اوقات فراغت
و فوق برنامه باید لحاظ کنند و در این مسیر عمدتاً به مراحل رشد کودکان و نوجوانان در گروه های سنی پیش از دبستان، دوره دبستان و دوره راهنمایی توجه داشته باشند و همچنین باید به اهمیت نقش خانواده در ایجاد معنویت و تربیت دینی کودکان توجه جدی شود و با ایجاد راهکارهای مختلف در خانواده ها زمینه رشد معنوی و تربیت دینی کودکان را فراهم کرد.

* تعریف رسانه ها

امروزه رسانه تعریف گسترده ای پیدا کرده اند ؛ یعنی رسانه مانند گذشته فقط به تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله و کتاب منحصر نیست. امروزه رسانه های گروهی به سبب انبوه و فراوان بودنشان به رسانه های فردی تبدیل شده اند واز طرفی به صورت یک جبهه عظیم فرهنگی درآمده اند. جبهه فرهنگی ، به گستردگی همه کرات، کشورها، شهرها، کوچه ها وخیابانهاست. همه مغزها و اندیشه ها جبهه فرهنگی شده اند و علمدار جبهه فرهنگی، رسانه ها هستند.
رسانه ها بیشترین فعالیت را در تربیت جوانان دارند ورسالت اصلیشان در تربیت، در بعد تربیت اجتماعی یعنی اخلاق و رفتار اجتماعی و سیاسی است. رسانه ها می توانند اخلاق و رفتار اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و حتی اشتهای تحصیلی ایجاد کنند
رسانه ها در بسیاری از مواقع بر پدرها، مادرها، معلم، مدرسه، کتاب و دفتر، در تربیت جوانان پیشی می گیرند، مطابق آمار اینترنت حدود ده درصد از پایگاههای اینترنت متعلق به پایگاه های فساد اخلاقی است و نود درصد از آنها مربوط به پایگاههای اطلاعاتی علمی است. اما متأسفانه نوددرصد از جوانان گرفتار پایگاههای فساد اخلاقی موجود در اینترنت می باشند. بنابراین می توان گفت اینترنت مانند شمشیردو لبه ای است که یک لبه آن بسیار مفید و لبه دیگرش غیر مفید و مضر است. اینترنت رسانه سهل الوصول است و متأسفانه صدها تن از جوانان امروزی معتاد و قربانی این رسانه شده اند .

وظایف رسانه ها
از جمله وظایف رسانه ها عبارت است از یاددهی و یادگیری، اندیشه پروری، هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی های اجتماعی و رشد اجتماعی در ابعاد مختلف.

چنانکه گفته شد، تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی، رسیدن به اهداف و مقاصدی است که در عین حال، هر کدام به نحوی دارای رنگ و صبغه تربیتی اند؛ زیرا این رسانه ها در اموری نظیر رشد شخصیت افراد در ابعاد مختلف، ایجاد ارتباط بین افراد و جامعه، کمک به افراد در فرایند سازگاری با جهان متغیر پیرامون و... دخالت دارند.

تحقیقات جدید نشانگر این امر است که تمام افراد - چه کوچک و چه بزرگ - در برابر محصولات تولیدی رسانه ها منفعل و متأثر محض نیستند؛ بلکه این محصولات پس از دریافت توسط مخاطبان عاقل و براساس اندوخته های ذهنی به یک فهم و درک و معرفت تبدیل می شود. بنابراین انسان به کمک اعتقادات، گرایشها، ارزشها و دیدگاههای خاصی که دارد، این محصولات رسانه ای را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد و در نهایت به یک فهم جدید عقلانی که جهت دهنده یک رفتار از او می باشد، می رسد. اما از آنجا که به هر حال، رسانه های جمعی بر مخاطبان بخصوص کودکان، نوجوانان و جوانان تأثیرات غیرقابل انکاری دارد، همیشه با تأثیرات سوء نیز همراه می باشد و بیم آن می رود که اثرات سوء آن در بیشتر موارد غلبه پیدا کند؛ مثلاً:

1. زیاده روی در نقل اخبار و بیان حوادث و... به افسردگی روحی و ناراحتیها و حساسیتهای عصبی منجر می شود

2. . اعتماد بر اخبار و نیز تحلیل و تفسیرهای رسانه ها، قدرت نقد و تحلیل و بررسی و تحقیق را از افراد می گیرد

3. 3. استفاده از این ابزار در جهت جایگزینی افکار و ارزشهای انحرافی، زمینه ساز انحرافهای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی است.


بنابراین، تأثیرگذاری رسانه ها بر افراد غیرقابل انکار و اجتناب ناپذیر است. از طرف دیگر، روشهای تقلیدی تدریس در مدارس که انتقال دانش و معلومات و پس گرفتن آن در ایام امتحانات می باشد، به تنهایی برای تغییرات و تحولات مورد نظر اجتماع کافی نیست.

علاوه بر این، دستیابی جهانیان به تمام جهان توسط رسانه های گروهی و تبدیل تمام جهان به یک دهکده جهانی، مسؤولیت سازمانها و مؤسسه های آموزشی و تربیتی و دولتها را بیش از گذشته کرده است؛ زیرا این مراکز و مؤسسه ها نقش بسیار مهمی در امر تشکیل و سازندگی شخصیت انسانی افراد و تحقق رسالت مدرسه و اهداف آن دارند.

امروزه دیگر برای همه دست اندرکاران این امر ثابت شده است که رسانه های جمعی علاوه بر آن که ابزاری برای سرگرمی و تفریح مردم اند، ابزاری برای آموزش و پرورش، فکر و اندیشه و تحول و تکامل جامعه بوده و از این جهت بسیار حایز اهمیت اند. به همین سبب می توانند نقش مهمی در تعلیم و تربیت اندیشه نسل حاضر بخصوص نسل جوان ایفا کنند و به خاطر همین نقش مهمی که ایفا می کنند، امروزه این ابزار و وسایل همچون رادیو و تلویزیون، از لوازم ضروری زندگی اجتماعی شده است.

این لوازم زندگی، مردم را، با رویدادهایی پیوند می دهند که در زندگی روزانه اهمیت دارند. رسانه ها برای مردم میدانی را فراهم می کنند که آنان بتوانند در آن افکارشان را در زمینه مسائلی که بر زندگی روزانه شان تأثیر می گذارد مبادله کنند و سبب می شوند تا مردم درک عمیقتری از خودشان، محیط شان و نهادهایشان پیدا کنند. رسانه ها تعلیم دهندگانی اند که ادعای معلمی ندارند

رادیو دیگر از مخاطبان خود انتظار ندارد که دو زانو و مؤدب در مقابلش زانو زده، به او نگاه کنند تا مطلبی را فراگیرند؛ بلکه در تمام شبانه روز و در هر مکانی و برای همه اقشار بخصوص نوجوانان و جوانان مطالب بسیار متنوع و جذاب ارایه می دهد.

تلویزیون، این جعبه جادویی قرن بیستم، از جهت جذابیتهای ظاهری و سرگرم کردن تماشاچیان، گوی سبقت را از دیگر رسانه ها ربوده است، به حدی که کمتر بیننده ای از میان برنامه های تلویزیون یکی را انتخاب می کند، بلکه این تلویزیون است که برنامه های جذاب خود را بر بینندگان تحمیل می نماید.
جمع شدن عناصر صوتی و تصویری و نیز حرکتی در تلویزیون، این وسیله را در نظر آنها دارای جذابیت دو چندان کرده است و خود انگیزه نیرومندی است تا کودکان و نوجوانان وقت زیادی را صرف نشستن پای آن کنند.

روزنامه ها مجلات و حتی کتابها، با چاپ مطالب بسیار متنوع و رنگ آمیزیهای جذاب و داستانهای شگفت انگیز مخاطبان را به خود جذب می کنند.

اما به راستی با وجود رسانه های متعدد گروهی در سراسر جهان و باز بودن فضای آن برای جوانان و نوجوانان، چه بر سر آنها خواهد آمد؟

آیا حقیقتاً این رسانه ها تربیت صحیح و مطلوبی را برای آنها به ارمغان خواهند آورد؟

برنامه های تولیدی این دستگاهها در جهت چه اهداف و مقاصدی هدفگیری شده اند؟
آیا تا به حال برای ریشه کن کردن و یا حداقل تقلیل آثار سوء آن تدابیری اندیشه شده است؟

آیا در حقیقت این مدارس موازی که بسیار گسترده تر از مدارس رسمی اند، دارای متولی و سرپرستی هستند؟
نقش پدر و مادر در برخورد فیزیکی و یا زمینه سازی برای هر چه بهتر استفاده کردن نوجوانان و جوانان از رسانه ها چیست؟ آنها چه وظایفی دارند؟

اعتیاد به اینترنت در بسیاری از مواقع از اعتیاد به مواد مخدر خطرناکتر است.

بیش از پنجاه درصد از تختهای بیمارستانهای کانادا و امریکا مختص به بیماران روانی است و بیشتر بیماران روانی، افراد افسرده و معتادان به اینترنت هستند.

اینترنت می تواند در تربیت جوانان نقش داشته باشد؛ البته اگر جوان، معتاد به فساد اخلاقی آن نشود و از پایگاههای اطلاعات علمی آن استفاده نماید. به عنوان مثال، امسال در کشور ما تعداد پسران حدوداً ده درصد کمتر از دختران شرکت کننده در کنکور بوده است؛ در حالی که در مقطع دبیرستان تعداد پسران ده تا پانزده درصد از دختران بیشتر بوده است و این امر به علت ایجاد بی اشتهایی تحصیلی در آنهاست.


یکی از عوامل مهم بی اشتهایی تحصیلی، عامل روانی و گرفتاریهای کاذب است که جوان برای خود فراهم می کند.

برای مصونیت فرهنگی، به مصونیت عاطفی نیاز داریم؛ در حالی که امروزه امکان آسیب پذیری به اوج خود رسیده است. هر کسی که افسرده تر و کم روتر است، میزان اشتغال و گرفتاری او با این دستگاه صوتی و تصویری بیشتر است.

صرع تصویری است که از همین امواج الکتریسیته حاصل می شود، به عنوان مثال، بچه هایی که به سِگا و میکرو مشغول می شوند، پس از یکی دو ساعت، دچار کوفتگی سلولهای عصبی می شوند و امواج مغزی آنها با امواج الکتریسیته درگیر و بی حوصله می شوند و تمرکز درس خواندن را از دست داده، دچار بی خوابی می گردند

یکی از معضلات اخلاقی آن این است که وی بستر ارزشهایی مانند نماز، حجاب، صداقت، درستی، ایثار، صبوری و احسان را از دست می دهد و این ارزشها برای وی بحث ثانویه می شود. حال باید به توضیح این پرسشها بپردازیم که رسانه ها چگونه می توانند اثر بگذارند و نقش تربیتی مثبت و یا منفی داشته باشند؟ چگونه رفتارهای اجتماعی خاصی را ایجاد می کنند؟ و چگونه هویت و باورهای دینی یا ملی را ضعیف و یا قوی می کنند؟

کار اصلی برنامه های ماهواره ای ایجاد ضعف در باورهای دینی و ملی است. و هنگامی که باورهای دینی و ملی یک جوان ضعیف شد، به حال او فرق نمی کند که به کجا پناهنده شود و گرایش به اعتیاد و فساد و دزدی هیچ یک، از نظر ارزشی برای او معنایی ندارد.

رسانه ها می توانند سیاست خارجی را جابه جا کنند و آموزش و پرورش را متحول نمایند و زمانی تربیت اخلاقی و اجتماعی ملموستر و محسوستر است که در رفتارها متبلور شود؛ بنابراین، تربیت به معنای دقیق کلمه (تربیت اخلاقی، اجتماعی و فردی)، زمانی است که در رفتارهای انسان متبلور شود؛ مثلاً تربیت مذهبی زمانی معنا دارد که ما رفتار مذهبی داشته باشیم.

رسانه ها می خواهند رفتار اجتماعی مطلوبی در جامعه متبلور شود. بسیاری از یادگیریها غیر مستقیم هستند و پایدارترین تربیت، تربیت غیر مستقیم و ضمنی است که در فیلمها و سریالها قابل مشاهده است.
پرسشی که مطرح است این است که رفتارهای انسانها چگونه متبلور می شود؟ در پاسخ باید گفت که بیشتر رفتارهای انسان اکتسابی است و رفتارهای غریزی انسان بسیار کم است.

رفتار امری نسبتاً پایدار و قابل مشاهده است و چون قابل مشاهده است، قابل ارزیابی و اندازه گیری است و چون قابل اندازه گیری است، می توان آن را پیش بینی کرد. اما پایه و بستر و مبنای پدیداری رفتارها چیست؟ به عبارت دیگر، رفتارها چگونه به وجود می آیند؟ چه منابعی در پدیداری رفتارها سهم دارند؟ به چه میزان؟ به عنوان مثال در یک خانواده، افراد رفتارهای متفاوتی دارند. شخصی ممکن است معتاد و بی نماز باشد در حالی که برادر وی بانماز و باایمان است. با توجه به رفتارهای متفاوتی که وجود دارد، این رفتارها چگونه به وجود آمده اند؟ به عنوان مثال، در این خانواده تأثیر خود فرد در رفتار خویش و یا تأثیر دیگران در رفتار وی به چه میزان بوده است؟

بنابراین، بستر پدیداری رفتارها؛ باورها بازخوردها و نگرشها هستند. بازخوردها و نگرشها به معنای آمادگی برای انجام کار و عمل و فعالیتند که رفتارهای انسان را ایجاد می کنند. مثلاً هر شخصی برای انجام احکام الهی، مانند نماز و روزه، باید باورهایی داشته و به آن باورها ایمان و اعتقاد داشته باشد و هر اندازه این باورها در شخص قویتر باشد، رفتارها نیز قوت بیشتری می یابند؛ البته باید توجه داشت که باورها ممکن است منفی و یا مثبت باشد. پس اگر کسی بخواهد دارای رفتار اجتماعی مطلوب و مذهبی باشد ، باید در زمینه باورهای خویش دقت نظر داشته باشد، یعنی اگر قوت منفی باورها بیشتر بود، باید آن را کاهش و اگر قوت مثبت باورها بیشتر بود، می تواند رفتار مطلوب را از خود نشان دهد هدف رسانه ها نیز کار کردن بر روی باورهاست.

سؤالی که مطرح می شود این است که باورها چگونه شکل می گیرند و چگونه تغییر یافته و متحول می شوند؟ به عبارت دیگر فرایند تکوین باورها چگونه است و چه عواملی در آن دخیل هستند؟

دو عنصر و رکن اساسی در ایجاد و پدیداری، تکوین، تغییر و تحول و ضعف و قوت این باورها دخیل هستند:

رکن اول ، شناخت و اطلاعات و رکن دوم ، وجود احساس به صورت همزمان با شناخت و اطلاعات است. به عبارت دیگر، آمیزه ای از احساس و شناخت، رفتارها را به وجود می آورند و هر اندازه بین شناخت و احساس، توازن وجود داشته باشد، باور دقیقتر و منطقی تری ایجاد می گردد؛ به بیانی دیگر، اگر شناخت بسیار زیاد باشد، اما احساس کم، باور ناقص خواهد بود و باور ناقص تعارض و فرار و نفاق ایجاد می کند. و از سوی دیگر نیز چنین است؛ یعنی اگر همه توجه و دقت روی احساس باشد و فقط احساس تقویت شود در حالی که شناخت کم باشد، باورهای ضعیف و متلاطم ایجاد می شود و جلوی رفتار معقول را می گیرد.

رسانه ها نیز برای ارایه دانش و اطلاعات به مخاطب و استفاده کنندگان از آنان، اطلاعات و برنامه های خود را با احساس متناسب با ظرفیت و سن اشخاص در می آمیزند تا به مذاق افراد سازگار بوده، سبب ایجاد باورهای نو و جدید بشوند.



موانع و آسیب های تربیت دینی :

َ پرسش:

امروزه یکی از دغدغه های خانواده ها، موفقیت در امر تربیت دینی فرزندان خود است. به راستی چه موانع و آسیب هایی در حال حاضر در جامعه وجود دارد که می تواند مانع از تحقق چنین هدفی گردد؟
پاسخ:
آسیب شناسی تربیت دینی، به معنای بررسی واقع بینانه موانع و آسیب ها در امر تربیت دینی و ارائه راهکارهای مقابله با آن، یکی از ضرورت های انکارناپذیر زمان حال ما است. به طور طبیعی منظور از موانع و آسیب ها، آن دسته عوامل مهم و مؤثری است که در روند تربیت دینی اختلال ایجاد می کند و تحقق آن را مشکل و یا ناممکن می سازد. اینک به برخی از مهم ترین موانع و آسیب ها اشاره گذرایی می کنیم!
الف) آسیب های وراثتی:

برخی آسیب های تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در وراثت ریشه دارند، بدین معنا که عامل وراثتی و نتیجه ازدواجهای نامناسب و غیرموفق، زمینه و بسترهای نامساعدی را برای تربیت دینی و اخلاقی نسل های بعدی فراهم می سازد. اسلام برای پیشگیری از این مسئله تعالیم و راهکارهای لازم را به پیروان خود ارائه کرده و بدین وسیله از وراثتهای نامطلوب و به دنیا آمدن فرزندان منحرف و معیوب به لحاظ وراثتی جلوگیری کرده است.

ب) آسیب های محیطی:

پاره ای از آسیب های تربیت دینی و اخلاقی از عوامل محیطی ناشی می شود. عوامل محیطی عبارتند از: خانواده، نهادهای آموزشی، رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، اینترنت، دوستان و معاشران و نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم برجامعه. عوامل یادشده همان طور که می توانند زمینه ساز تربیت دینی و اخلاقی باشند و بستر مساعدی برای تربیت درست و اسلامی فراهم سازند، می توانند به عنوان موانع و آسیب های تربیتی نیز مطرح شوند.

ج) آسیب های ناشی از تغذیه : امروزه تاثیر غذا بر رفتار و تربیت دینی فرزندان، امری انکارناپذیر است. روایاتی که از آثار زیانبار «لقمه حرام» سخن می گوید ناظر بر همین حقیقت است. امام صادق(ع) درباره تاثیر درآمدهای حرام می فرماید:

درآمد حرام در نسل و فرزندان آدمی ظاهر می شود. (وسایل الشیعه ج12، ص53)

د) آسیب های ناشی از مربیان:
پاره ای از آسیب ها از ناحیه والدین و دیگر مربیان تربیتی، متوجه تربیت دینی و اخلاقی فرزندان می شود که برخی از آنها عبارتند از:
1- سهل انگاری خانواده ها در امر تربیت دینی فرزندان
2- شخصیت رفتاری والدین در ارائه الگوی عملی رفتار دینی به فرزندان
3- دوگانگی و تضاد در رفتار والدین
4- عدم نظارت دقیق و مراقبت نکردن بر روند فعالیت های فرزندان

هـ) روشهای آسیب زا :
برخی آسیب های تربیتی دینی ریشه در روشهای تربیتی دارند که مهم ترین آنها عبارتند از:
1- نازپروردگی و تنعم در اثر افراط در محبت و نوازشهای بی حساب.

2- رفتارهای تحقیرآمیز با فرزندان

3- اجبار و اکراه توام با برخوردهای تحکم آمیز و امر و نهی های لجاجت برانگیز.

4- خشونت و سخت گیری های بیجا

5- تبعیض و بی عدالتی در رفتارها

امام کاظم(ع) می فرماید: شایسته است که طفل در کودکی با سختی و مشکلات اجتناب ناپذیر حیات روبه رو شود تا در بزرگسالی، بردبار و صبور باشد. (وسایل الشیعه، ج5، ص126) همچنین امام باقر(ع) می فرماید: بدترین پدران کسی است که در نیکی به فرزند زیاده روی کند.

رسالت مطبوعات همراه با رویکردی به دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

مطبوعات با ترکیب جدید امروزی از جمله مهمترین وسایل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی است که از ورود آن به حوزه ادبیات و فرهنگ انسانی چندان زمانی نگذشته است. این رسانه مهم و تاثیر گذار در چند دهه گذشته و در پی تعامل و داد و ستد فرهنگی با غرب به حوزه زبان و ادبیات فارسی راه یافت. تا پیش از این مکتوبات بشری در قالب کتب و رساله های مختلف زمینه ارتباط فکری و تعامل فرهنگی میان افراد جامعه را ممکن می ساخت، لکن آنچه امروزه از آن با عنوان مطبوعات یاد می کنیم، ترکیب جدیدی از ابزار اطلاع رسانی و فرهنگ سازی عمومی است که تا پیش از این هرگز به این صورت مطرح نبود. این پدیده همچون هر پدیده نوظهور دیگر با اهداف و رسالت های خاصی به عرصه مبادلات فکری و فرهنگی انسان پا نهاد که در فرهنگ ها و مکاتب متفاوت تا حدی گوناگون بود. اما آنچه رسالت این پدیده را در یک جامعه دینی در مقایسه با جوامع غیر آن متفاوت می سازد مجموعه نکاتی است که در ادامه این نوشتار با رویکردی به دیدگاه بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به برخی از مهم ترین آن اشاره خواهیم داشت:

. تعالی فرهنگ دینی جامعه ؛

نخستین و مهم ترین و یژگی نظام جمهوری اسلامی، دینی بودن آن است. اصل دوم قانون اساسی بر این نکته تاکید دارد که جمهوری اسلامی نظامی است مبتنی بر ایمان به خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او. قهراً التزام به دین و ضرورت انجام وظایف الهی، تاثیر بسزایی در تمام شئون و عملکردهای اجتماعی از جمله رسانه های گروهی و مطبوعات بر جای می گذارد.

از دیدگاه بنیان گذار جمهوری اسلامی نقش رسانه ها و مطبوعات در معرفی اسلام واقعی و به دنبال آن ارتقاء فرهنگ دینی جامعه برجسته است.

ایشان رویکرد قلم و بیان یک مسلمان را در خدمت تعالی اسلام، کشور و ملت مسلمان می دانستند. معیار و ارزش قلم در نگاه ایشان به الهی بودن آن خلاصه می شد. اگر غایت الهی را از جهت گیری قلم حذف کنیم در این صورت این وسیله همچون ابزارهای جنگی و مخّرب خواهد بود که در راستای مصالح بشر قرار نداشته باشد:

« ارزش قلم به غایتی است که برای او قلم زده می شود ارزش مسلسل هم به غایتی است که برای او مسلسل کشیده می شود. اگر این ارزش غایتی نداشته باشد و اگر آن مقصد ، مقصد انسانی و الهی نباشد نه مسلسل آلتی است که به درد بخورد و نه قلم ، و خطر قلم بیشتر از مسلسل است و خطر بیان بیشتر از توپ و تانک است و خطر علم بیشتر از همه اینهاست. لکن اگر چنانچه به خدمت خلق باشد و به دستور ایشان باشد و در خدمت انسان باشد و در خدمت خدای تبارک و تعالی باشد تمام این ها ارزش پیدا می کند...»

تربیت جامعه بشری:

در یک نظام دینی که ارزش ها و مواضع منبعث از دین است، تربیت ابناء بشر نیز می بایست در راستای آموزه های دین شکل پذیرد. مهم ترین بخش این مسئولیت بر عهده ی اصحاب قلم و صاحبان اندیشه و بیان است. حضرت امام خمینی (رحمه‌ الله علیه) برای قلم و بیان، مسئولیت و تعهدی سنگین قایل بود. به اعتقاد ایشان قلم و بیان و مطبوعات می بایست در خدمت تربیت و رشد ابعاد مختلف وجودی انسان قرار گیرد تا ذهن انسان در مسیر الهی رشد یابد:

« قلم بدست بگیرید برای تربیتِ بشر، آن قدری که بشر از قلم های صحیح نفع برده است از چیزی دیگر نبرده است و آن قدر که ضرر کشیده است از چیزهای دیگر ضرر نبرده است. قلم ها و بیان ها با مغزهای مردم رابطه دارند اگر قلم ها و بیان ها و علم ها و تعلیم ها برای خدا باشد مغزها را الهی تربیت می کنند و اگر چنانچه بر خلاف این باشد مغزها، مغزهای غرورمند و مغزهای طاغوتی از آن پیدا می شود.»
ایشان مطبوعات را به مدرسه ای سیّار و بنگاه هدایت تشبیه می کردند. مدرسه ای که بتواند ضمن آشنا نمودن مردم با مسایل روز و انعکاس آرمان ملّت آنان را از انحرافات باز دارد.

اطلاع رسانی و تبلیغات سالم:

یکی از مهم ترین اهداف استکبار در مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران، تخریب اصول و ارزش های بنیادین نظام و القای افسردگی و نا امیدی در میان ملت ایران و ملت های مسلمان جهان از طریق رسانه های گروهی بوده است. در مقابل، مهمترین بخش در خنثی سازی این توطئه استکبار بر دوش اصحاب قلم و بیان از طریق رسانه های جمعی داخلی از جمله مطبوعات می باشد. حضرت امام خمینی (رحمه‌ الله علیه) از یکسو بر وظیفه اطلاع رسانی سالم مطبوعات و رسانه های گروهی و امانت داری آنان در انتشار اخبار و اطلاعات تاکید داشتند و از سوی دیگر اصحاب قلم را از تبلیغات ناسالم و نادرست پرهیزمی دادند«در جمهوری اسلامی باید صادقانه تمامی اخبار... برای مردم بازگو شود... امروز کارهای ایران مورد توجه دنیا و خبرگزاری ها و مطبوعات... است. همه آنها مراقب هستند که چیزی پیدا نموده و با اضافات و دروغ پردازی ها صدمه بزنند.»

گاهی آدم می بیند مسئله این طور نبوده است، تیترش یک جور است و مسئله اش یک جور دیگر، مردم این تیترها را نگاه می کنند و باید توجه کنید که روزنامه ای تیترش چیزی نباشد، که محتوایش آن طور نباشد... این غش است... این حرام است و اگر تیتر با محتوا نخواند غش است که شما با قلم هایتان می کنید.»

حفظ حدود و قوانین اسلامی:

گرچه در نظام اسلامی هر یک از آحاد اجتماعی می بایست خود را موظف به حفظ حدود و احکام الهی بدانند اما این وظیفه در خصوص رسانه های جمعی با توجه به عملکرد آنان که در مرعی و منظر عموم قرار می گیرد حایز اهمیت ویژه ای خواهد بود. وظایف فوق در حقیقت رعایت حدودی است که در شرع مقدس اسلام مورد تاکید قرار گرفته است.

حضرت امام خمینی (رحمه‌ الله علیه) درمواضع مختلف، به برخی از این حدود اشاره نموده اند. پرهیز از ارتکاب به مواردی چون اضلال و گمراه سازی توهین به مقدسات ، توهین به اشخاص حقیقی یا حقوقی محترم ، افشای اسرار محرمانه ، اشاعه فحشا، نشر اکاذیب، و... از جمله مواردی است که از دیدگاه حضرت امام (ره ) رعایت آن بر مطبوعات و رسانه های گروهی الزامی است.


حفظ نظام اسلامی:

امیر مومنان علی - علیه السّلام- در نهج البلاغه می فرمایند : «خداوند ایمان را مایه پاکی از شرک و امامت (رهبری و پیشوایی اجتماع) را موجب نظام امت و اطاعت از حاکم را سبب تنظیم و بزرگداشتِ امامت و پیشوایی قرار داده است. ایشان همچنین در فرازی دیگر از این سخنان می فرمایند:


« از جمله بزرگترین حقوقی که خداوند واجب ساخته حق والی بر ولایت و حق رعیت بر والی است. خداوند با این قرار داد آن را مایه برقراری الفت، توقیر و بزرگداشت دینشان ساخته است. بنابراین رعیت راه صلاح نخواهد پیمود مگر با صالح بودن حکام، و پیشوایان جامعه نیز قادر به کاری نیستند مگر با پابرجایی و استقامت رعیت... آنگاه که رعیت بر والی بشورد یا والی بر رعیت ستم کند نشانه های جور آشکار، آسیب بر دین وارد و سنن الهی ترک می گردد. هوا و هوس مورد پیروی قرار گرفته، احکام الهی تعطیل و لطمات روحی، فراوان خواهند شد در آن وضعیت نباید از تعطیلی و تضییع حقوق بزرگ و رواج و عمل به امور باطل تعجب نمود.»

بدیهی است رعایت این هنجار در جامعه دینی از مهم ترین وظایف مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی است. بنیانگذار جمهوری اسلامی بارها به رسانه های گروهی ضرورت پاسداری از ارکان و اساس نظام اسلامی را تاکید نموده و در موارد مختلف به آنان هشدار می دادند مبادا با موضع گیری های نادرست خویش در راستای تضعیف نظام حرکت کنند:

« همه نویسنده ها مکلف اند به حفظ نظام... آقایان توجه کنند که قلم آنها قلمی نباشد که جمهوری اسلامی را تضعیف کند و من می بینم بعضی قلم ها این طور است و این ها توجه بکنند من همیشه میل دارم که با نصیحت... با ملایمت با آقایان رفتار کنم... لکن اگر چنانچه یک وقت اقتضا بکند، مصلحت اسلام (ایجاب کند)... وضع دیگری پیش می آید.»

روشن است که این سخنان امام هرگز به مفهوم بستن راه نقد و انتفاد نیست. زیرا که ایشان همواره بر ضرورت باز نهادن این مسیر تاکید و آن را از امتیازات بزرگ جامعه اسلامی می دانستند بلکه آنچه از نظر ایشان مذموم بود جدال و مخاصمه در جهت منافع دشمنان و تضعیف نظام اسلامی بود و نه طرح انتقادات سازنده
« یک وقت مخاصمه است این طرف می خواهد او را بکوبد آن طرف می خواهد او را بکوبد، این نه راه اسلام است نه مقصد اسلامی می تواند داشته باشد... یک وقت مباحثه است و مطلب را گفتن است و صحبت کردن، این البته باید باشد، باید معایب را گفت، باید دنبال مطلب رفت، باید نقایص را گفت.»

«انتفاد از اموری است که سازنده است... همان طوری که علوم اسلامی بی مباحثه به مقصد نمی رسد، امور سیاسی هم بی مباحثه به مقصد نمی رسد، مباحثه می خواهد، اشکال می خواهد، رد و بدل می خواهد... »

نظارت بر امور:

از وظایف بسیار مهم و خطیر رسانه های گروهی و از جمله مطبوعات نظارت در امور مختلف جامعه اسلامی است. آنان می بایست با برجسته نمودن تبعات ناخوشایند بدی ها و ناهنجاری ها و نمایان ساختن محسنات خوبی ها، آحاد جامعه اسلامی اعم از مردم یا مسئولین را بر یکی ترغیب و از دیگری باز دارند زیرا که این مسئله از مصادیق بارز اهتمام به امور و مصالح مسلمین است و لذا حضرت امامخمینی (رحمه‌ الله علیه) در فرازهای مختلف از بیانات خویش می فرمایند:

«دعوت به خلوت با خدای تبارک و تعالی معنی اش این نبوده است که مردم در خانه اشان بنشینند و از مصالح مسلمین غفلت کنند.»

«... ما باید اهتمام به امور مسلمین داشته باشیم و اهتمام به امور مسلمین... (شامل) امور سیاسی و اجتماعی و سایر گرفتاری های مسلمین است که هر کس به آنها اهتمام نکند مسلمان نیست.»


«... مطبوعات باید به صورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند و اگر کسی انحرافی دید با آرامش در رفع آن بکوشد.»



نتیجه گیری :


رسالت مطبوعات در یک جامعه اسلامی را می توان در دو بخش کلیِ هدایت، تربیت و ارتقاء فکری و فرهنگی جامعه اسلامی از یک سو و از سوی دیگر مبارزه با انحرافات و جلوگیری از ناهنجاریها قرارداد. مسیر این هدایت می بایست درچهار چوب تدوین شده معارف دینی و اطلاع رسانی صحیح و شایسته باشد.

در بخش مبارزه با انحرافات نیز رسالت سنگینی متوجه مطبوعات به عنوان رکن مهمی از ابزار ارتباط جمعی در جامعه اسلامی است. این رسالت ضمن پرهیز دادن مطبوعات از نقض حدود تعیین شده و خطوط قرمز در شرع مقدس اسلام، وظایف سنگینی متوجه آنان می سازد این وظایف شامل برنامه ریزی دقیق و اصولی در راستای خط دهی به روند حرکتی جامعه و نیز پرکردن صحیح اوقات فراغت افراد به ویژه جوانان و نوجوانان با الهام از مبانی و ارزشهای دینی و اسلامی است. این مسئله به ویژه درعصر کنونی با گسترش ارتباطات و تبلیغات زهر آگین دشمنان و تلاش آنان درایجاد انحرافات فکری و اخلاقی جوامع مسلمان، مسئولیت خطیری است که رسالت مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی را د ر مبارزه با آن بیش از پیش نمایان می سازد.

/ 0 نظر / 21 بازدید